تبلیغات
کتاب هایی که من خواندم - استخوان خوک و دست های جذامی= مصطفی مستور + نشر چشمه
 
کتاب هایی که من خواندم
درباره وبلاگ


شرف دست همین بس كه نوشتن با اوست!
خوشترین مایه دلبستگی من با اوست.

" فریدون مشیری "

با قلم می گویم:
ای همزاد، ای همراه،
ای هم سرنوشت
هر دویمان حیرانِ بازی های دوران های زشت.

"فریدون مشیری"

مدیر وبلاگ : موژان تقوی
نویسندگان
نام کتاب: استخوان خوک و دست های جذامی
نام نویسنده: مصطفی مستور
نام انتشارات: نشر چشمه

داستان کتاب:  زندگی تعدادی از خانواده هایی که در هر یک از واحد های یک برج زندگی می کنند را بیان می کند.

نظر من: تا قبل از خواندن صفحه پایانی متنش کشش داره و ذهن آدم درگیر این میشه که داستان زندگی این خانواده چی میشه؟! به کجا میرسه؟! اون یکی خانواده چطور؟! ولی در انتها بدون اتمام و نتیجه تموم میشه و آن همه کشش برای دیدن آب به سرابی بدل میشه.
سمت این کتاب رفتم چون اسمش رو زیاد شنیده بودم! ولی رضایت بخش نبود.



بخشی از متن کتاب:
  • "فرض دوم:  زنی در کار نیست."
تلویزیون  برنامه کودک پخش می کرد. " اگر زنی در کار نباشه، عشقی هم در کار نیست. شکسپیر و حافظ و رومئو و ژولیت و شیرین و فرهاد ول معطل اند. اگه روزی زن ها بخواند از اینجا برند، تقریبا همه ادبیات و سینما  و هنر دنیا رو باید با خودشون ببرند. اما اگه قرار باشه مرد ها برند چی؟"
رو به آشپزخانه  فریاد کشید:" بیا این رو گوش کن که واسه تو خیلی خوبه."
از توی آشپزخانه پاسخی نیامد.
" اگه قرار باشه مرد ها از این دنیا گورشون رو گم کنند و برند، بهت قول میدم که هر چی جنگ و کشتار و کثافت کاری های دیگه ست رو با خودشون می برند. دنیا عینهو گوشت خرگوش می مونه. نصف حلال، نصف حرام. زن نصفه حلال دنیاست. هر چی کثافت کاری و گند کاری هست توی مرد هاست. هر کی قبول نداره ور داره آمار رو بخونه. تاریخ رو بخونه. تلویزیون تماشا کنه."( صفحه ی ۳۹)





نوع مطلب : نشر چشمه، 
برچسب ها : استخوان خوک و دست های جذامی، مصطفی مستور، نشر چشمه،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :