تبلیغات
کتاب هایی که من خواندم - اگر بمانم = گیل فورمن + مهرآیین اخوت + نشر هیرمند
 
کتاب هایی که من خواندم
درباره وبلاگ


شرف دست همین بس كه نوشتن با اوست!
خوشترین مایه دلبستگی من با اوست.

" فریدون مشیری "

با قلم می گویم:
ای همزاد، ای همراه،
ای هم سرنوشت
هر دویمان حیرانِ بازی های دوران های زشت.

"فریدون مشیری"

مدیر وبلاگ : موژان تقوی
نویسندگان
دوشنبه بیست و یکم تیرماه سال 1395 :: نویسنده : موژان تقوی
نام کتاب: اگر بمانم
نام نویسنده: گیل فورمن
نام مترجم: مهرآیین اخوت
نام انتشارات: نشر هیرمند

گیل فورمن از نویسندگان قرن بیستم آمریکا است. از روی این رمان فیلم هم ساخته شده است. 

داستان کتاب: "دختری به نام "میا" که فرزند اول خانواده­ای راک­باز است. او در کمال ناباوری و تفاوت، به ساز ویولن­ سل که سازی کلاسیک است علاقه ­مند می­شود. او در دوران دبیرستان با کسی به نام "آدام" دوست  می­شود. کم کم به هم علاقه ­مند می ­شوند. آدام برای متوجه کردن میا از علاقه­ اش نسبت به او با دستمزد حاصل از دو هفته پیتزا رساندن به در منازل، او را به کنسرت بهترین ویولن ­سل زن که "یویو " نام دارد می­برد. در روز برفی که تدی_ برادر کوچک مایا_ غرق خوشحالی از تعطیل شدن مدارس است، پدر مایا هم به تبع چون معلم است آن روز روز تعطیلی او به شمار می­رود. در نتیجه مادر او هم با مدیرش تماس می­گیرد و اعلام می­کند که به سر کار نمی رود تا همه در کنار هم این روز را بگذرانند. آنها تصمیم می­گیرند به یکی از دوستانشان سر بزنند و سپس در آخر برای شام به پیش مادر­بزرگ و پدر­بزرگ بچه­ ها بروند. در راه برای گوش دادن به موسیقی هر کس با سلیقه خودش موسیقی مختلفی را انتخاب می­کند و به نوبت آنها پخش می­شوند ولی ناگهان در حالی که اولین موسیقی پخش می­شود ...

داستان در دو زمان مختلف روایت می­شود ولی در هر دو زمان راوی "مایا" هست. یکی در زمانیست که مایا از جسم خود جدا است و شاهد اتفاق­های دور و برش برای تصمیم­ گیری درباره بودن یا نبودنش هست و دیگری در خاطرات گذشته که شامل به دنیا آمدن او و تدی، داستان آشنایی او با آدام و  رفتن او به دانشکده موسیقی مشهور در نیویورک است.

داستان به صورتی نوشته و ترجمه شده است که میتوان صحنه ها را تصور  کرد. هنگام خواندن این کتاب احساسات خواننده تحریک می­شود.


نظر من: خواندنش را پیشنهاد می کنم. همانند کتاب بخت پریشان برای من بود. در ضمت قابل گفتن است که فیلم این کتاب نیز بسیار زیباست.





متن پشت جلد:
هر چیز خوب و کاملی، مثل خانواده یا عشق، ممکن است در چشم به هم زدنی زیر و رو شود.
میا هیچ خاطره ای از آن تصادف ندارد؛ تنها پس از آن را به خاطر می آورد: بدن آسیب دیده و غرق در خون خود را می بیند، می بیند که او را سوار آمبولانس می کنند، خانواده اش را هم می بیند که ...
اندک اندک باید خود را باز یابد، باید بفهمد چه وضعیتی دارد، باید بفهمد چه از دست داده و زندگی اش چگونه خواهد بود؛ اما بدنش روی تخت بیمارستان است و خود او سرگردان و نامریی، مهم تر از همه آن که می فهمد خود او باید تصمیم بگیرد بماند یا برود.
داستانی زیبا که بی شک دل خواننده را به درد می آورد اما شاید نگاه ما را به زندگی و خانواده و عشق تغییر دهد.




    نوع مطلب : نشر هیرمند، 
    برچسب ها : اگر بمانم، نشر هیرمند، گیل فورمن، مهرآیین اخوت،
    لینک های مرتبط :
     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر


    آمار وبلاگ
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :