تبلیغات
کتاب هایی که من خواندم - برفک = دان دلیو + پبمان خاکسار + نشر چشمه
 
کتاب هایی که من خواندم
درباره وبلاگ


شرف دست همین بس كه نوشتن با اوست!
خوشترین مایه دلبستگی من با اوست.

" فریدون مشیری "

با قلم می گویم:
ای همزاد، ای همراه،
ای هم سرنوشت
هر دویمان حیرانِ بازی های دوران های زشت.

"فریدون مشیری"

مدیر وبلاگ : موژان تقوی
نویسندگان
جمعه بیست و پنجم تیرماه سال 1395 :: نویسنده : موژان تقوی
نام کتاب: برفک
نام نویسنده: دان دلیو
نام مترجم: پبمان خاکسار 
نام انتشارات: نشر چشمه

داستان کتاب: داستان حول زندگی مردی که سه بار ازدواج ناموفق داشته و آن دو زن در کار جاسوسی بودند( با یک نفر دو بار ازدواج می کند) می چرخد. از هر کدام فرزندانی دارد که تعدادی از آنها با مادرانشان و باقی آنها با "جک" زندگی می کنند. با همسر چهارمش که مربی آموزش چگونه نشستن و برخاستن است دچار یک ترس مشترک هستند. این ترس را جک تنها با خودش نجوا میکند اما همسرش دنبال درمان این ترس هست که...
قابل ذکر است نام برفک به خاطر حضور مردیست که جک در اواخر داستان از حضورش با خبر می شود اما چون از چهره اش باخبر نیست، نام برفک را بر روی  آن می گذارد.
پایان کتاب هم جالب هست.

نظر من: از روی خیلی از توصیف هاش و قسمت هایی که احساس می کردم با نخواندش به داستان لطمه ای نمیخورد میپریدم، به جز دو قسمت از کل داستان ِکتاب دیگر در طول خواندن کتاب منتظر نبودم که ببینم چه اتفاقی قرار است رخ دهد. بد نبود اما خوب هم نمیشه گفت.



بخش هایی از متن کتاب:
  • وقتی آگهی های ترحیم را می خوانم همیشه سن متوفی را نگاه می کنم. ناخودآگاه عدد را به سن خودم مقایسه میکنم. فکر می کنم، چهار سال مانده. نُه سال دیگر. دو سال دیگرمی میرم. قدرت اعداد هیچگاه به اندازه ی وقتی که برای محاسبه ی زمان مرگ مان ازشان استفاده می کنیم نمایان نمی شود. بعضی اوقات با خودم چانه می زنم. دوست دارم شصت و پنج سالگی بمیرم؟ چنگیز خان هم شصت و پنج سالگی مرد. سلیمان محتشم هفتاد و شش سال عمر کرد. بد هم نیست، خصوصا با حال و روز الانم، ولی وقتی به هفتاد و سه سالگی  برسم نظرم چه خواهد بود؟ ( صفحه ی  107)
  • کدام مان اول می میریم؟ می گوید دوست دارد اول بمیرد چون بدون من بدجور تنها و افسرده خواهد شد، اگر بچه ها بزرگ شده و از خانه رفته باشند. تعارف نمی کند. واقعا دوست دارد زودتر از من بمیرد. چنان پر شور راجع به این موضوع با من بحث می کند انگار واقعا حق انتخاب داریم. ضمنا اعتقاد دارد تا وقتی بچه های وابسته به ما در خانه حضور دارند هیچ اتفاقی برای ما نمی افتد. بچه ها ضمانت طول عمر نسبی آدم هستند. تا وقتی دور و برمان هستند ایمن ایم. ولی وقتی بزرگ شوند و بروند، دوست دارد اول بمیرد. ( صفحه ی 109)




نوع مطلب : نشر چشمه، 
برچسب ها : برفک، نشر چشمه، پیمان خاکسار، دان دلیو،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :