کتاب هایی که من خواندم
درباره وبلاگ


شرف دست همین بس كه نوشتن با اوست!
خوشترین مایه دلبستگی من با اوست.

" فریدون مشیری "

با قلم می گویم:
ای همزاد، ای همراه،
ای هم سرنوشت
هر دویمان حیرانِ بازی های دوران های زشت.

"فریدون مشیری"

مدیر وبلاگ : موژان تقوی
نویسندگان
شنبه شانزدهم مردادماه سال 1395 :: نویسنده : موژان تقوی
نام کتاب:  چهل نامه ی کوتاه به همسرم
نام نویسنده: نادر ابراهیمی
نام انتشارات: نشر روزبهان



بخش هایی از متن کتاب:
  • کاش می توانستم همچون خوب ترین دلقکان جهان، تو را سخت و طولانی و عمیق بخندانم...
کاش می توانستم همچون مهربان تریم مادران، رد اشک را از گونه هایت بزدایم...
کاش نامه یی بودم، حتی یک بار، با خوب ترین اخبار ...
کاش بالشی بودم، نرم، برای لحظه های سنگین خستگی هایت...
کاش ای کاش اشاره یی داشتی، امری داشتی، نیازی داشتی، رویای دور و درازی داشتی ...
آه که این قناعت تو، این قناعت تو دل مرا عجب می شکند. (صفحه ی 16 )
  • من، هرگز، ضرورتِ اندوه را انکار نمی کنم؛ چرا که می دانم هیچ چیز مثل اندوه، روح را تصفیه نمی کند و الماس ِ عاطفه را صیقل نمی دهد؛ اما میدان دادن به آن را نیز هرگز نمی پذیرم؛ چرا که غم ، حریص است و بیشتر خواه و مرزناپذیر، طاغی  و سرکش و بد لِگام.
هر قدر که به غم میدان  بدهی، میدان می طلبد، و باز هم بیشتر، و بیشتر ...
هر قدر در برابرش کوتاه بیایی، قد می کشد، سلطه می طلبد، و له می کند ...
غم، عقب نمی نشیند مگر آنکه به عقب برانی اش، نمی گریزد مگر آنکه بگریزانی اش، آرام نمی گیرد مگر آنکه بیرحمانه سرکوبش کنی ...
غم ، هرگز از تهاجم خسته نمی شود.
و هرگز به صلح دوستانه رضا نمی دهد. (صفحه ی 20 )
  • قهر، زبان استیصال است.
قهر، پرتاب کدورت هاست به ورطه ی سکوت موقت؛ و این کاری ست که به کدورت ، ضخامتی آزارنده می دهد.
قهر، دو قفله کردن دری ست که به اجبار، زمانی بعد، باید گشوده شود، و هرچه تعدادِ قفل ها بیشتر باشد و چفت و بست ها محکمتر، در، ناگریز، با خشونتِ بیشتر گشوده خواهد شد. ( صفحه ی 33 )
  • از قدیم گفته اند، و خوب هم، که: عظیم ترین دروازه های ابرشهر های جهان را می توان بست؛ اما دهان حقیر آن موجودی را که نتوانسته نیروهایش را در راستای تولیدِ مفید یا در خدمت به ملت، میهن، فرهنگ، جامعه، و آرمان به کارگیرد، حتی برای لحظه یی نمی توان بست. ( صفحه ی 39)
  • زمانی که اندوه به عنوان یک مهاجمِ بد قصد ِ سخت جان می آید نه یک شاعرِ تلطیف کننده ی روان، حق است که چنین مهاجمی را به رگبار خنده ببندی ...
عزیز من!
قایق کوچک دل به دست دریای پهناورِ اندوه مسپار! لااقل بادبانی برافراز، پارویی بزن، و بر خلاف جهتِ باد، تقلایی کُن! ( صفحه ی 45)





نوع مطلب : نشر روزبهان، 
برچسب ها : چهل نامه کوتاه به همسرم، نادر ابراهیمی، نشر روزبهان،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات