کتاب هایی که من خواندم
درباره وبلاگ


شرف دست همین بس كه نوشتن با اوست!
خوشترین مایه دلبستگی من با اوست.

" فریدون مشیری "

با قلم می گویم:
ای همزاد، ای همراه،
ای هم سرنوشت
هر دویمان حیرانِ بازی های دوران های زشت.

"فریدون مشیری"

مدیر وبلاگ : موژان تقوی
نویسندگان
دوشنبه هجدهم مردادماه سال 1395 :: نویسنده : موژان تقوی
نام کتاب: دنیای سوفی
نام نویسنده: یوستین گردر
نام مترجم: حسن کامشاد
نام انتشارات: نشر چشمه


داستان کتاب: دنیای سوفی اثر “یوستین گردر” نویسنده نروژی رمانیست فلسفی که اولین چاپ آن در سال ۱۹۹۱ میلادی در نروژ انتشار یافت. این اثر تاریخ فلسفه را به زبان ساده تشریح می‌کند. این کتاب تاکنون به ۵۴ زبان برگردانده شده. این کتاب را نخستین بار “حسن کامشاد” به فارسی ترجمه کرد و توسط “نشر نیلوفر” منتشر شد. چهار ترجمۀ دیگر از این کتاب و نسخه‌ای با خط بریل برای نابینایان و نسخه‌ای صوتی از آن نیز منتشر شده‌است و فیلمی به همین نام نیز ساخته شده است.
بر روی جلد پشت کتاب نوشته شده است :نویسندۀ این کتاب، یوستین گُردر، در ۱۹۵۲ در نروژ به دنیا آمد. سالها در برگن فلسفه تدریس کرد؛ و پیوسته در فکر متن فلسفی ساده ای بود که به درد شاگردان جوانش بخورد: چون متن مناسبی نیافت خود نشست و دنیای سوفی ( 1991) را نوشت.کتاب با استقبال غیر منتظره ای رو به رو گردید و در همان چند سال اول انتشار به بیش از سی زبان ترجمه شد و تا کنون میلیون ها نسخه در جهان فروش رفته است.
گرد استاد ساده نویسی و ایجاز است.سه هزار سال اندیشه را در600 صفحه می گنجاند، و زیرکانه از قول گوته می گوید :”کسی که از سه هزار سال بهره نگیرد تنگدست به سر می برد.” و چه راحت مباحث پیچیده فلسفه غرب را، بی آنکه مبتذل شود، به زبان ساده و شیوا و همه فهم بیان می کند: از جمله بهره جویی مسیحیت را از نظریه های افلاطون و ارسطو ، ریشه گرفتن فرهنگ اروپایی را از فرهنگ سامی و هند – اروپایی ، هگل را و بحث آنچه عقلی است ماندنی است، و دوران خود ما را و انسان محکوم به آزادی را و غیره و غیره.
توجه داشته باشید که دنیای سوفی رمان است ، رمانی خودآموز ، با طرح و بسطی گیرا و دلنشین درباره هستی ، و علت محبوبیت عجیب و پیگیر آن در سراسر جهان همین است.

نویسنده این کتاب برای آن که کسل بودن یادگیری فلسفه را از بین ببرد، داستان را طوری می نویسد که در میان اتفاق هایی که برای شخصیت اصلی داستان به نام سوفی می افتد -داستان سوفی کشش خاصی دارد- فلسفه نیز در آن میان تدریس شود. 
کتاب با روایت سوم شخص به ماجراهای «سوفی آموندسن»، دختر چهارده ساله نروژی که در آستانه آن است که جشن تولد پانزده سالگی خود را بگیرد ، می‌پردازد . او به دلیل آنکه پدرش ملوان هست ، بیشتر مواقع با مادرش روزش را شب می کند.
در ابتدای داستان، سوفی نامه‌هایی با پاکت کوچک به رنگ سفید از یک فردِ ناشناس دریافت می‌کند که در آن‌ها سوال‌هایی مانند «تو کیستی؟» و «جهان چگونه به وجود آمده؟» نوشته شده‌ است. مدتی بعد او پاکت های بزرگتر از قبل به رنگ قهوه ای دریافت می‌کند که نشانه شروع یک دوره آموزش فلسفه هستند. سوفی به زودی پی می‌برد که تمام بسته‌ها توسط «آلبرتو ناکس» برای وی ارسال می‌شوند. آلبرتو سوفی را قدم به قدم با تمدن یونان باستان، ظهور مسیحیت و تاثیر آن روی فلسفهٔ یونانی، قرون وسطی و نیز دوران رنسانس و روشن فکری، باروک و رمانتیسیسم آشنا می‌کند. 
واقع ماجراهایی بین سوفی و مادرش و دوستش به اسم یووانا رخ می‌دهد، که این ماجراها همان اتفاق هایی ست که در دنیای واقعی برای هر نوجوانی رخ می دهد یا شاید درباره این اتفاق ها در اطراف خود شنیده باشد.این اتفاق ها به خوبی توسط این نویسنده انتخاب شده و یوستین گرد با کشش خاصی برای نوجوانان این مطالب را به رشته تحریر در آورده است. این کتاب ، تاریخ فلسفه را به‌صورت طبقه‌بندی شده به خواننده آموزش می دهد.
در بین این اتفاق ها و تدریس فلسفه ، سوفی کارت هایی دریافت می کند از ارسال کننده آن ناشناس است و روی آن نوشته می شود از طرف سوفی به هیلده ،که او را هم نمی شناسد .
در اواسط داستان معلوم می شود که تولد سوفی و هیلده در یک روز است و کارت های ارسالی توسط پدر هیلده که سرگردی ست در لبنان در حال خدمت ، ارسال می شود.
در انتهای داستان معلم فلسفه سوفی به همراه سوفی تصمیم می گیرد که کاری کنند تا از دست تحت کنترل بودن پدر هیلده رهایی یابند. در انتهای داستان معلوم می شود که سوفی و آلبرتو ناکس تنها شخصیتی بودند برای هدیه تولد هیلده از طرف پدرش.


بخش هایی از متن کتاب:

  • عجیب نبود که نمی دانست کیست؟ و بی انصافی نیست که انسان در قیافه خود دستی ندارد. این قیافه را به او قالب کرده بودند. آدم می تواند دوستانش را خود انتخاب کند، اما انتخاب خودش دست خودش نیست. حتی بشر بودنش هم دست خودش نیست. (صفحه ی 14)
  • به محض آنکه به زنده بودن فکر می کرد فکر مردن نیز به ذهنش می آمد، و برعکس: زیرا زمانی که غرق فکر مرگ بود، به ارزش زندگی پی می برد. مرگ و زندگی دو روی یک سکه بودند که دائم در ذهن می چرخاند. و هرچه یک روی سکه بزرگ تر و روشن تر می شد، روی دیگر هم بزرگ تر و روشن تر جلوه می نمود.
فکر کرد، اگر ندانیم که می میریم طعم زنده بودن را نمی توانیم بچشیم. و بدون دریافت شگفتی شگرف زندگی ، تصور مرگ ناممکن است. (صفحه ی 15 )
  • ما سیاره ای زنده ایم، سوفی! ما کشتی بزرگی هستیم که در جهان کائنات بر گرد خورشیدی سوزان بادبان کشیده است. ولی هر کدام ما در عین حال نوعی کشتن حامل ژن بر پهنه زندگی هستیم. چنانچه این محموله را ایمن در بندر بعدی برسانیم- بیهوده نزیسته ایم ... ( صفحه ی 501 )

 





نوع مطلب : نشر نیلوفر، 
برچسب ها : دنیای سوفی، یوستین گردر، حسن کامشاد، نشر نیلوفر،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات