تبلیغات
کتاب هایی که من خواندم - همسایه ها = احمد محمود
 
کتاب هایی که من خواندم
درباره وبلاگ


شرف دست همین بس كه نوشتن با اوست!
خوشترین مایه دلبستگی من با اوست.

" فریدون مشیری "

با قلم می گویم:
ای همزاد، ای همراه،
ای هم سرنوشت
هر دویمان حیرانِ بازی های دوران های زشت.

"فریدون مشیری"

مدیر وبلاگ : موژان تقوی
نویسندگان
پنجشنبه هجدهم آذرماه سال 1395 :: نویسنده : موژان تقوی
نام کتاب: همسایه ها
نام نویسنده: احمد محمود

داستان کتاب: این رمان داستان جوانی به نام "خالد" را پیش از کودتای ۲۸ مرداد و دوران نهضت ملی شدن نفت طی سال های 1320 تا 1330 در شهر اهواز روایت می‌کند.  آن ها در منطقه فقیر نشین در خانه ای که دور تا دور آن پر از اتاق است با افراد دیگر در کنار هم زندگی می کنند. خالد، در طول داستان از نوجوانی پانزده ساله بی‌تجربه به فردی سیاسی تبدیل می‌شود. در این دوران که دوران بلوغ او است با حس های مختلفی که درون او شکل می گیرد دچار کشمکش می شود. پدر او که جوشکار بوده است و مدتی از نبود کار خانه نشین شده است، راهی کشور غریب می شود. پسرش را به دست یکی از همسایه هایشان می سپارد تا در قهوه خانه او کار کند. او با فردی آشنا می شود که آن فرد با همکاری گروهی دیگر از افراد به نوشتن اعلامیه و پخش آن می پردازد. خالد با اینکه در درسش موفق بود ولی به خواست پدر دیگر سراغ درس نمی رود اما دوست جدید او به او کتاب هایی می دهد تا به مطالعه آن ها بپردازد و کم کم وارد جمع آن ها می شود.یک روز هنگام شرکت در جلسه ای پلیس ناگهان وارد جلسه می شود و او زمانی که فرار می کند از ناحیه پا مجروح می شود. در آن زمان در خانه ای پناه داده می شود. در آنجا دلباخته دختری می شود که او را "سیه‌چشم" می نامد. او دستگیر می شود. در آن جا شکنجه داده می شود اما حرفی از دوستانش نمی زند و پس از آن راهی زندان می شود. در آنجا هم بر اساس نامه هایی که دریافت می کند تلاش برای شکل دادن اعتصاب دست جمعی به دلیل غذای بد و منبع آب زنگ زده می کند. پس از به پایان رسیدن مدت زندانی بودنش رئیس زندان با با خبر کردن مسئولان مربوطه او را به خدمت سربازی می فرستد.

پ.ن: به دلیل اینکه این کتاب اجازه چاپ ندارد نسخه چاپی اش را نیافتم و مجبور به خوانش از روی پی دی اف شدم.

نظر من: از خیلی موارد ذکر شده در این کتاب لذت نبردم. در واقع سمت این طور کتاب ها نمیرم ولی خب چون شروع کرده بودم به انتها رسوندمش. خارج از آن قسمت ها کتاب زیبایی بود. در صورتی که با اون قسمت های کتاب مشکلی نداشته باشید از خواندنش لذت می برید. اتفاق هایش قابل حدس نیست و متنش کشش دارد.








نوع مطلب :
برچسب ها : همسایه ها، احمد محمود،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :