کتاب هایی که من خواندم
درباره وبلاگ


شرف دست همین بس كه نوشتن با اوست!
خوشترین مایه دلبستگی من با اوست.

" فریدون مشیری "

با قلم می گویم:
ای همزاد، ای همراه،
ای هم سرنوشت
هر دویمان حیرانِ بازی های دوران های زشت.

"فریدون مشیری"

مدیر وبلاگ : موژان تقوی
نویسندگان
نام کتاب: بریت ماری اینجا بود
نام نویسنده: فردریک بکمن
نام مترجم: فرناز تیمورازف
نام انتشارات: نشر نون

داستان کتاب:  زنی به نام بریت ماری پس از اینکه شوهرش پی زن دیگری می رود از سر ترس اینکه مبادا بمیرد و بو بگیرد و کسی از فوتش با خبر نشود به سراغ پیدا کردن کار می‌رود. او برای کار به یک شهر کوچک فرستاده می شود ...

نظر من: این کتاب از نویسنده"مردی به نام اوه" هست، سبک و روند داستانش کاملا مشخص بود از این نویسنده هست، اگر وقت زیادی دارید، پیشنهاد میکنم سراغ خواندن این کتاب بروید.



برش هایی از متن کتاب:
  • فقط چند لحظه. یک انسان، هر کدام ما، آن قدر فرصت کم دارد که می‌تواند فقط در یکی از این لحظه ها زندگی کند. که بی‌خیال زمان و گذرش شود. ناخودآگاه به چیزی دل‌بسته می شود‌. از شور و شوق منفجر می‌شود. شاید فقط چند بار؛ وقتی هنوز کوچک هستیم، اگر اصلا اجازه‌اش را داشته باشیم. ولی بعدا چند تا از نفس هایمان را به میل خودمان می‌کشیم؟ چند مرتبه احساسات حقیقی و خالص ما را بر می‌انگیزاند تا فریاد بلند شادی سر دهیم بدون اینکه خجالت بکشیم؟ چند بار فرصتی دست می‌دهد تا مغزمان را خاموش کنیم و بدون هیچ فکر و خیالی به آرامش برسیم؟
شور و شوق بچگانه است. مبتذل و ساده است. چیزی نیست که بشود آن را یاد گرفت، غریزی است. بنابراین، ما را در خود غرق می‌کند. زیر و رویمان می‌کند. ما را با خود می‌برد. بقیه احساسات فقط روی زمین‌اند ولی شور و شوق در بی وزنی است. جدای از این، احساسات فقط روی زمین اند ولی شور و شوق در بی وزنی است. جدای از این، احساسات ارزش خودشان را دارند. ارزششان چیزی نیست که به ما اعطا می‌کنند، چیزی است که ما به خاطرشان خطر می‌کنیم. عزتمان است. ناتوانی در درک دیگران و تکات دادن خودپسندانه سر به نشانه نفی است. ( صفحه‌ی ۳۲۹)





نوع مطلب : نشر نون، 
برچسب ها : بریت ماری اینجا بود، فردریک بکمن، فرناز تیمورازف، نشر نون،
لینک های مرتبط :
نام کتاب: مردی به نام اوه
نام نویسنده: فردریک بکمن
نام مترجم: فرناز تیمورازف
نام انتشارات: نشر نون

داستان کتاب: مردی پنجاه و خورده ای ساله به نام "اوه"،همسرش  به نام "سونیا" را مدتی است از دست داده و به دلیل اخلاقی که دارد روی خوش به دیگران  نشان نمی دهد. در پی آن است که زودتر به پیش همسرش برود اما در همان زمان همسایه ی جدیدی به محله او می آید. 
هر بار که با طرح جدیدی میخواهد دست به خودکشی بزند، کسی ناخواسته مانع او می شود و  در نهایت ...

نظر من: داستان جالبی دارد اما آنقدر خاص نیست. انتهای  جالب و قابل حدسی دارد. به من حس خوبی خواندنش منتقل کرد.

همیشه ظاهر خشن دلیل سنگ دل بودن نیست میشه گفت حتی برعکس هم هست،قلب مهربون زیر ظاهر خشن پنهان میشه تا مانع از آسیب دیدن خودش بشه.
یه نقطه تو زندگی هست که آدم تغییر میکنه، تصمیم هاش عوض میشه  و متفاوت میبینه، و این نقطه ممکنه بار ها تکرار بشه به صورت های متفاوت.



بخش هایی از متن کتاب:
  • پدر اُوه غر می زد: " وقتی آدم نتونه به کسی اعتماد کنه که زمان واسه اش مهم نیست در مورد مسایل مهم تر زندگی هم نمی تونه بهش اعتماد کنه." انگار سکو های قطار هر روز صبح کار دیگری جز انتظار کشیدن نداشتند. ( صفحه ی 149)
  • این دیگه چه عشقیه که وقتی یکی دچار مشکل شد از سرت بازش کنی؟ که آدم را ول کنی واسه این که ضعیف شده؟ بهم بگین این دیگه چه عشقیه!" ( صفحه ی 332)
  • مرگ مسئله عجیبی است. آدم هادر کل عمرشان جوری زندگی می کنند که انگار مرگ اصلا وجود ندارد، در صورتی که بیشتر وقت ها مهم ترین دلیل زندگی است. بعضی ها آنقدر زود متوجه حضور مرگ می شوند که با شور و هیجان بیشتر، با لج بازی یا با دیوانه بازی بیشتر زندگی می کنند. بعضی ها باید حضور مداوم مرگ را حس کنند تا بفهمند نقطه مقابلش چیست. بعضی ها آن قدر درگیرش هستند که حتی قبل از اینکه اجلشان سر برسد، توی اتاق انتظار نشسته اند. ما از مرگ می ترسیم ولی ترس واقعی بیشترمان از این است که این شتر در خانه شخص دیگری بخوابد. همیشه بزرگ ترین ترسمان از این است که مرگ سراغمان نیاید و در این مدت دنیا تک و تنها بمانیم. ( صفحه ی 359)




نوع مطلب : نشر نون، 
برچسب ها : مردی به نام اوه، فردریک بکمن، فرناز تیمورازف، نشر نون،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات